نوشتن در هر زمینه ای برای من کار سختیه، البته تا زمانیکه بشینم پشت کیبرد و شروع کنم به نوشتن. اون وقته که دیگه تموم کردنش کار سخت تریه!
چند روزی داشتم فکر می کردم که چی بنویسم! شعر، خاطره، طنز، عاشقانه، روشن فکرانه! اما همین حالا که نشستم پشت کیبرد به ذهنم رسید تا یک معرفی نامه از نویسندگان این وبلاگ بنویسم. چهار دانشجوی مجسمه سازی دانشگاه تهران، دانشکده هنرهای زیبا، که گویا بسیار هم شبیه به هم هستند!
.
به ترتیب الفبا:
کتایون بلالی: دِ همین دیگه! اشتباه کردید. بَلالی نه! بــِلالی. متولد 13 آبان 1368 صادره از تهران. دیپلم گرافیک از هنرستان هنرهای تجسمی. دارای یک خواهر کوچکتر از خود به نام کیانا که بدون اغراق کتایونِ کوچک شده است. در حد بی نهایتی مهربان. دوستانش او را کتی صدا می کنند. رکوردار در داشتن عینک آفتابی های مختلف! عاشق لباس، پارچه و هر چیزی در این زمینه. در تمام لحظات آلاگارسون کرده است و همیشه یک رژ لب قرمز در جیب دارد. در عشق کاملا وفادار و پایدار است. بی شک خوشتیپ ترین فرد گروه! فردی که تخصص عجیبی در "با آب و تاب تعریف کردن ماجراها" دارد. کار عکاسی و مدلینگ را به طور حرفه ای انجام می دهد.
آذین میر: متولد 20 دی 1367 صادره از تهران. دیپلم گرافیک از هنرستان نیایش. دارای دو خواهر و یک برادر بزرگتر از خود و یک عدد خواهرزاده به نام اِمیتیس که یکی از خوردنی ترین کوچولوهای دنیاست. دارای خلاق ترین ذهن این دانشکده و تا حدودی کمترین اعتماد به نفس در کارهایش! تا جایی که خون سه نفر دیگر را به جوش می رساند. از معدود انسانهایی که از بودن با او هیچگاه خسته نخواهید شد! آن چنان شما را می خنداند تا خون و کف بالا بیاورید واز شدت خنده اشک بریزید! تنها فرد این گروه که موهایش صاف است. با اصرار دوستان قرار است شروع به تصویر سازی در مجلات بکند. دوست دارد بالاخره یک روز هم که شده او را در دانشگاه روی دست ببرند! تصمیم دارد ازدواج نکند!
نگین نصیری: متولد 15 آذر 1368 صادره از تهران. دیپلم ریاضی از مدرسه علوی اسلامی و به همین دلیل بچه درس خوان گروه. دارای یک برادر بزرگتر از خود و یک خواهر کوچکتر از خود. هر کدام از شما هر جا که هستید کافیست گوش خود را تیز کنید تا صدای خنده های دلنشین او را بشنوید. دلربا و اغواگر. به زبان ساده تر این دختر تخصص عجیبی در بردنِ دلِ آقایون و محل نگذاشتن به آنان دارد. همسایه ی کتایون! او هیچ گاه از لوازم آرایشی استفاده نمی کند اما نمی دانیم چرا مرکز توجه همه هم هست! رکوردار داشتن کتونی آل اِستار. دارای بالغ بر یازده عدد آل اِستار با رنگ های متفاوت. همراه با نفر بعدیِ این گروه در مجله ی وزین همشهری جوان کار می کند و در آنجا هم مشغول به دلبری است.
مهسا نعمت: متولد 26 بهمن 1367 صادره از تهران اما اصرار عجیبی دارد که خود را شیرازی جلوه دهد. دیپلم گرافیک از هنرستان هفده شهریور. دارای یک برادر و یک خواهر بزرگتر از خودش. به صورت پیش فرض همه ی آقایونِ دانشکده را دوست دارد مگر تعداد اندکی! عاشق ساختمان ارشد و دکتری معماری در دانشکده. او برنامه دارد در آینده روزی دم در آنجا فرش پهن کند و همسر آینده خود را پیدا کند. ویولن کلاسیک میزند و کلاً کارهای زیادی می کند ولی اصولاً و اساساً آنها را به جایی نمی رساند! رکوردار رانندگی بدون بوق است. در مجله همشهری جوان کار می کند اما اگر کلاس آموزش رقص بگذارد موفق تر خواهد شد!
.
.
.
و این بود یک معرفی کوچک از این چهار دانشجویِ مالامالِ راحت طلبِ خوش!
"مهسا نعمت" 17 . بهمن . 1388
چند روزی داشتم فکر می کردم که چی بنویسم! شعر، خاطره، طنز، عاشقانه، روشن فکرانه! اما همین حالا که نشستم پشت کیبرد به ذهنم رسید تا یک معرفی نامه از نویسندگان این وبلاگ بنویسم. چهار دانشجوی مجسمه سازی دانشگاه تهران، دانشکده هنرهای زیبا، که گویا بسیار هم شبیه به هم هستند!
.
به ترتیب الفبا:
کتایون بلالی: دِ همین دیگه! اشتباه کردید. بَلالی نه! بــِلالی. متولد 13 آبان 1368 صادره از تهران. دیپلم گرافیک از هنرستان هنرهای تجسمی. دارای یک خواهر کوچکتر از خود به نام کیانا که بدون اغراق کتایونِ کوچک شده است. در حد بی نهایتی مهربان. دوستانش او را کتی صدا می کنند. رکوردار در داشتن عینک آفتابی های مختلف! عاشق لباس، پارچه و هر چیزی در این زمینه. در تمام لحظات آلاگارسون کرده است و همیشه یک رژ لب قرمز در جیب دارد. در عشق کاملا وفادار و پایدار است. بی شک خوشتیپ ترین فرد گروه! فردی که تخصص عجیبی در "با آب و تاب تعریف کردن ماجراها" دارد. کار عکاسی و مدلینگ را به طور حرفه ای انجام می دهد.
آذین میر: متولد 20 دی 1367 صادره از تهران. دیپلم گرافیک از هنرستان نیایش. دارای دو خواهر و یک برادر بزرگتر از خود و یک عدد خواهرزاده به نام اِمیتیس که یکی از خوردنی ترین کوچولوهای دنیاست. دارای خلاق ترین ذهن این دانشکده و تا حدودی کمترین اعتماد به نفس در کارهایش! تا جایی که خون سه نفر دیگر را به جوش می رساند. از معدود انسانهایی که از بودن با او هیچگاه خسته نخواهید شد! آن چنان شما را می خنداند تا خون و کف بالا بیاورید واز شدت خنده اشک بریزید! تنها فرد این گروه که موهایش صاف است. با اصرار دوستان قرار است شروع به تصویر سازی در مجلات بکند. دوست دارد بالاخره یک روز هم که شده او را در دانشگاه روی دست ببرند! تصمیم دارد ازدواج نکند!
نگین نصیری: متولد 15 آذر 1368 صادره از تهران. دیپلم ریاضی از مدرسه علوی اسلامی و به همین دلیل بچه درس خوان گروه. دارای یک برادر بزرگتر از خود و یک خواهر کوچکتر از خود. هر کدام از شما هر جا که هستید کافیست گوش خود را تیز کنید تا صدای خنده های دلنشین او را بشنوید. دلربا و اغواگر. به زبان ساده تر این دختر تخصص عجیبی در بردنِ دلِ آقایون و محل نگذاشتن به آنان دارد. همسایه ی کتایون! او هیچ گاه از لوازم آرایشی استفاده نمی کند اما نمی دانیم چرا مرکز توجه همه هم هست! رکوردار داشتن کتونی آل اِستار. دارای بالغ بر یازده عدد آل اِستار با رنگ های متفاوت. همراه با نفر بعدیِ این گروه در مجله ی وزین همشهری جوان کار می کند و در آنجا هم مشغول به دلبری است.
مهسا نعمت: متولد 26 بهمن 1367 صادره از تهران اما اصرار عجیبی دارد که خود را شیرازی جلوه دهد. دیپلم گرافیک از هنرستان هفده شهریور. دارای یک برادر و یک خواهر بزرگتر از خودش. به صورت پیش فرض همه ی آقایونِ دانشکده را دوست دارد مگر تعداد اندکی! عاشق ساختمان ارشد و دکتری معماری در دانشکده. او برنامه دارد در آینده روزی دم در آنجا فرش پهن کند و همسر آینده خود را پیدا کند. ویولن کلاسیک میزند و کلاً کارهای زیادی می کند ولی اصولاً و اساساً آنها را به جایی نمی رساند! رکوردار رانندگی بدون بوق است. در مجله همشهری جوان کار می کند اما اگر کلاس آموزش رقص بگذارد موفق تر خواهد شد!
.
.
.
و این بود یک معرفی کوچک از این چهار دانشجویِ مالامالِ راحت طلبِ خوش!
"مهسا نعمت" 17 . بهمن . 1388

امیدوارم که همتون موفق باشین
پاسخ دادنحذف:دی
پاسخ دادنحذفbah bah 4 ta az dustdashtanitarin dokhtaraye daneshkade! yadam bashe dorobare goruhe mojassamesazi bishtar bepelekam!:D ;) mahsa ke yeki az behtarin, bashourtarin, mehrabuntarin, roshanfekrtarin, khoshgeltarin, va zaatan honarmandtarin dustayi bude ke ta hala dashtam. ba negin ham ke in avakher tavassote duste moshtarak(mahsa) ashna shodam;bashakhsiat va..hamun chizayi ke mahsa neveshte;) mahsa yebar tu daneshkade ba katayune akkas va azine khallagh ham ma ro ashna kon :D
پاسخ دادنحذفسامان جان رسما از حال رفتم از خوشحالی با این تعریفات
پاسخ دادنحذفبابا دیگه ما اینجوری هم نیستیما
;)
سلام. من سارا دختر دایی مهسا هستم و به شدت از دیدن بلاگتون ذوق زده شدم. با آقا سامان به خاطر تعریف هایی که از مهسا کرد موافقم. و به کتایون هم می گم که خیلی گلی چون متولد 13 آبانی :-) قدر این روزها رو بدونید و حسابی خوش بگذرونید چون مثل یه چشم به هم زدن زود می گذره. بی صبرانه منتظر نوشته هاتون هستم و به خاطر بلاگ جدیدتون به همگی تبریک می گم.
پاسخ دادنحذفهمگي راحتين؟
پاسخ دادنحذفسلام
پاسخ دادنحذفخوشحال شدم بلاگتونو خوندم -بازم خبرم کنید - من هم هنر خوندم دانشگاه تهران -هنرهای زیبا - گرافیک
ولی در حال حاضر کار فیلمسازی میکنم - خوشحال میشم بتونم براتون کاری انجام بدم-موفق باشید -کاری داشتین خبرم کنید - با تشکر : حسین حصاری
hesari20@yahoo.com
aval pozesh:chon nemitonam felan farsi tipe konam
پاسخ دادنحذفmerc sara jonnnnnnn hame abania....katayoon
تبریک!
پاسخ دادنحذفاز یه طرفه وبلاگ مهسا نعمت وارد یه چهارراه جدید شدیم که از هر راهش یکی می نویسه.
البته اگه مهسا نعمت اجازه بده چون هم اینجا شروعش با اون بوده هم تو مجله بیشترین مطلبو داره.
ما اماده خوندنیم دخترا!
و ابنکه موفق میشید...امیدوازم.
سلام،همگی مرسی
پاسخ دادنحذفمام راحتییییم (:
negin
بابا چه کردن این چهار خل :)
پاسخ دادنحذفیــــــــافتیم
.
.
.
مرسی از توجهتون به این وبلاگ
سند تو آل کنین ناراحت نمیشیماااا
;)
وای من عاشق مهسام ! به خدا راست میگم ! تو عمرم هیچکس اینجوری بهم انرژی مثبت نداده ! آرزو میکردم هر موقع میخواستم میشد ببینمش ! محشره این دختر ! زندگیه !
پاسخ دادنحذفمهسا جون دعا کن من واسه ارشد بیام همون ساختمونی که شما میخوای دمش فرش پهن کنی ! :)
عاشقتممممممممممممممم !!
به آذین جونم از طرف من سلام برسون ! :)
من قربون چهارتاتون برم باهم مخصوصاً پایینی سمت چپ
پاسخ دادنحذف*-:
بهترین نوعی بود که میتونستی بنویسی مهسا خیلی قشنگ بود. من که دوستاتو از نزدیک دیدم میفهمم خیلی دقیق ازشون تعریف کردی
یگانه جون، یگانه ای
پاسخ دادنحذف:*
مرسی از همه، به خصوص مهسا.
پاسخ دادنحذفثنا: خووووب ترکوندین بچه هاااااا.... عالیه.... مارو منتظر نذارین.........ما هی سر میزنیم. موفق باشین. دوستتون دارم :) :*
پاسخ دادنحذفکتی جان فک کنم فقط تو رو می شناسم از بین 4 تا عضو گروهتون...D:
پاسخ دادنحذفبهتون تبریک می گم به خاطر راه اندازیه بلاگتون...
منتظر نوشته هاتون هستم... .
آیا میدانستید دود سیگار برای کسانی که آن را استنشاق میکنند ده برابر کسانی که آن را استعمال میکنند خطرناکتر است؟
پاسخ دادنحذفغلط کردم نژادی! . . . خوردم
پاسخ دادنحذفبابا نمیشه هنر بخونی و سالم باشی که! قول میدم دیگه جلوی جمع یه همچین . . . ای نخورم
مرسی از توجهتون...... ... کتایون
پاسخ دادنحذفموفق باشيد. همه تون و انشاالله همه جا
پاسخ دادنحذفsamolek
پاسخ دادنحذفkhobi khobam
man to in jam shayad esmamo ye nafar bedone :D:D shayadam hamaton ke daram che kermi mirizam :P:P
ama chera inja hich kasi az doste ghadimiye ma hichi nemige haaaaaaan
kataun dige gerye nakon man khodam inja azat tarif mikonam
in jonevareke paeen samte raste tahe bashare hamechiu kamel tozih mide hata age lazem bashe kalamati be kar mibareke mafhomo beresone :D hanoz yadam narafte chi gofte bodi haaaaaaaaaaaaaaaa
ama khodaeesh man hodode 3 sale ke to net mishnasamesh dokhtare goliye
zende bashin 4 taton
bye ta hi
ye kare kochiki ke tonestam vase kataun anjam bedam ine ke toye google age farC benevisi
پاسخ دادنحذفکتایون بلالی
avalin site vase shomahas
eeeeeeeeeeeeee,manam az ina mikham,che jurie aghaye 2ste kati?? ;)
پاسخ دادنحذفnegin
عالیه
پاسخ دادنحذفبرید ببینم چه می کنید
ya emam hossein :D:D:D:D che shavad mahsa ke bashe dige hale khodabe kheyre kone in blogao :D:D:D vali ghashne kareton movafagh bashid
پاسخ دادنحذفhamed
چه ورقــایی!
پاسخ دادنحذفشرمنده من دست خالی اومدم..ولی برای خالی نبودن عریضه!خواستم مفهوم کلمه"ورق"رو چه از نظر ریختار وچه از نظر پدیدارشناسانه؛در قسمت فرهنگ اصطلاحاتتون تعریف کنمتا ببینید چقدر با این آدم ها و با این فضا نزدیکی معنایی داره...اما فک کنم از حوصله جمع خارج..پس بیخیال!
روبرا باشین...
خوشحال میشیم تعریف کنید!
پاسخ دادنحذفمنظورتو واضح بگو!!!=> امیر
پاسخ دادنحذفضعیف نباش!
خوبه واقعآ 4تا خل و چلید که با هم خوشید!!!
پاسخ دادنحذفبه نظر من این ضعفه که نتونی نظرتو بگی و همینطور اگه نظر بدی ولی خودتو معرفی نکنی!!
پاسخ دادنحذفاگه دنبال شوهر می گردید بیایید به شیراز کوار محله چمران ک سوم پلاک...بیا پیداش می کنی.
پاسخ دادنحذفدرود بر مهسا نعمت عزیز
پاسخ دادنحذفاز طرف گواردیولا!
مجله ما يك نگين دارد، يك نعمت!
پاسخ دادنحذفمحمدوميلاد مي ميگه.خيلي باحالين;اگه ميشه درمورد موضوعات متفاوتي بنويسين.خيلي ممنون
پاسخ دادنحذفدمتون گرم بابا چه جوری امکان داره چندتا خانوم کنار هم کار گروهی کنند
پاسخ دادنحذفنگید که در صلح و صفاست که باورم نمیشه
انصافاً هر چند وقت یه بار گیسو گیس کشی دارید
البته شوخی بود بهتون بر نخوره واقعا کار جالبیه من خودم عاشق کار گروهی ام.
پاسخ دادنحذفموفق باشید. متین
blackshark12869@yahoo.com
راستی اون بالا اسم 5 نفرو زدین
پاسخ دادنحذفاسم اون بنده خدارو هم بیارید دیگه بکنیدش وبلاگ 5دانشجو...
مرسی مهسا از وبلاگتون
پاسخ دادنحذفاون دلرباتون قهرمان پرورن یا قدرت پرور پس برای همینه که سهراب میگه یک نفر گفت سهراب کفشهایم کو طیف پرستی طیف رنگها چیز خوبیه میشه بودن رو بدون رنگ تجربه کرد بی رنگو ریا بای تا قیامت
پاسخ دادنحذفاذین تو یکی از ضعف چیزی نگو چون یا تعریفشرو نمیدونی یا عشق فرافکنی داری اینم به خودش یه جور یه جور ئ ئ یه جور چه جوری بگم اینشالا دفه بد
پاسخ دادنحذف